الشيخ حسين المظاهري

29

تهذيب نفس از ديدگاه قرآن (فارسى)

عراق را با آن بمبها ، قضيه ايران را با آن جنايتها به وجود آورد ، بعد هم يك شعار دارد : مىگويد : من زنم ، مىكشم ، براى اين‌كه منافع مادىام در مخاطره است . » آيا اين جمله معين « منافع مادىام در مخاطره است ، پيش عقل خودش ، پيش وجدان اخلاقى خودش پذيرفته است ؟ نه . شعار است ، اما شعارى كه همه مىدانند شعار غلطى است . شعار قاعده « غلبه قوى بر ضعيف » است . آيا قاعده غلبه قوى بر ضعيف مربوط به انسانهاست يا مربوط به حيوانها ؟ اگر مربوط به انسانها نيست ، چرا علم موجب شده است كه مال انسانها باشد ؟ چرا كار به اين‌جا رسيده كه همه‌وهمه مىدانند و گفتنش تكرار مكررات است ؟ قرآن مىفرمايد : تقصير علم نيست ؛ علم نور است . تقصير علم نيست ؛ علم تقويت است ، تقويت انسانيت ، و تقويت عقل . پس چرا چنين است ؟ تقصير نااهل بودن عالم است ، و تقصير اين‌كه علم در ظرف آلوده قرار گرفته است اگر يادتان باشد در جلسه اول تقاضا مىكردم اين آيه كوچك را هميشه درنظر داشته باشيد : « قُلْ كُلٌّ يَعْمَلُ شاكِلَتِهِ » ( اسراء / 84 ) ؛ پيغمبر بگو : از كوزه همان برون تراود كه در اوست . پيغمبر بگو : اگر انسان آلوده باشد ، اگر صفت رذيله‌اى بردل انسان حكمفرما باشد ، فكرش آلوده است ، گفتارش پليد است و كردارش پليد . اما اگر دل پاك باشد ، گفتارش طيب است ، كردارش پاك است و فكر طيب است و پاك ؛ فكرش خدمت به اجتماع ، كارش ديگر گرايى و گفته‌هايش به نفع ديگران است . اما اگر انسان آلوده شد ، فكرش خودخواهى است ، گفتارش خودخواهى است و كردارش نابودكردن ديگران و خودخواهى . قرآن مىفرمايد : اينها وقتىكه مسلط شدند برشهرى ، مسلط شدند بر اجتماعى « يُهْلِكَ الْحَرْثَ » ( بقره / 205 ) چرا دنياى روز با علمش « يُهْلِكَ الْحَرْثَ وَالنَّسْلَ » است ؟ چرا اينها درصددند نسل آينده را نه فقط در بوسنى و هرزگوين ، بلكه نسل آينده